شب وتنهایی


پرم از خالی ِ تنهایی و شب ، تک چراغیست که در خلوت من جا دارد

شب از عمق دلم با خبر است

او مرا می شناسد و مرا می فهمد

و او تمام ِ مرا می داند

در دلش چیز هایی است ؛ می نشینم پیشش ، مینشیند پیشم

ساده است و آرام ، ساکت است و تاریک... و چه با آرامش

و چه حرف ها با هم داریم

تُردی دیوار های خلوتم ، با قدم های قوی و محکم تنهایی ، می شود خرد

ولی شب ها انگار ، من تنها نیستم ؛ یک نفر با من هست

یک نفر هست ، کمی آنسو تر ؛ آشنایی دیرین

نزدیک تر از آشیانه به درخت.

هیچکس نیست...

من نشستم با من

و من از خود با خود می گویم

من ِ تنها و خدا ، من ِ تنها با خودم

و چه راز ها می گوییم

وهمه بی خبر اند

کاش دستانی قوی بود

که تا خرد کند ، پا های تنومند ِ تنهایی را

ای کاش مهربان دستی بود...      تا نوازش میکرد

و غباری می روفت از حیاط ِ خلوت ِ سینه ی متروکه ی من...

 

/ 5 نظر / 11 بازدید
مریم

سلام ممنون که سر زدی متنت خیلی قشنگ بود واقعاای کاش[افسوس] ای کاش مهربان دستی بود... تا نوازش میکرد و غباری می روفت از حیاط ِ خلوت ِ سینه ی متروکه ی من... موفق باشی[گل]

فاطی

سلام عزیز. همدلی یک مهارت است و آموختن مهارت نیاز به تمرین بسیار دارد. به روزم ... [گل]

ابدالی

یزید بن معاویه خطاب به خانم زینب کبری :

کرسی ازاداندیشی

کرسی های آزاد اندیشی به فرموده مقام معظم رهبری باید در دانشگاه ها راه اندازی شود تا همه به آزادی نظرات خود را بگویند و به نتیجه علمی و دینی قطعی برسند تا در آینده منجر به صف کشی های خیابانی نشود و همه حرفهای خود را منطقی ودر فضای آرام بگویند به نظر ما وبلاگهای آزاد اندیش مقدمه خوبی برای ارائه اطلاعات و سخن در دانشگاه هاست پس به یاد نام خدا شروع کردیم وشما هم ما را یاری کنید حداقل کار اینست که خودمان نیبت به خیلی ازم امور مطلع بشویم لطفا اگر نسبت به موضوعاتی که مطرح می شود مطالبی علمی و مستند دارید رائه بدهید موارد باید ازکتاب های علمی و دینی و مستدل باشد