زندگی زیباست .....

در 15 سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می دانند ، و گاهی اوقات پدران هم
در 20 سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده ای ندارد ، حتی اگر با مهارت انجام شود
در 25 سالگی دانستم که یک نوزاد ، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته، محروم می کند
در 30 سالگی پی بردم که قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن
در 35 سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد ؛ بلکه چیزی است که خود می سازد
در 40 سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم ؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می دهیم دوست داشته باشیم
در 45 سالگی یاد گرفتم که 10 درصد از زندگی چیزهایی است که برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان می دهند
در 50 سالگی پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه بد ترین دشمن وی است....

در 55 سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب
در 60 سالگی متوجه شدم که بدون عشق می توان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید
در 65 سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز ، باید بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نیز که میل دارد بخورد
در 70 سالگی یاد گرفتم که زندگی مساله در اختیار داشتن کارتهای خوب نیست ؛ بلکه خوب بازی کردن با کارتهای بد است
در 75 سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می کند نارس است ، به رشد وکمال خود ادامه می دهد و به محض آنکه گمان کرد رسیده شده است ، دچار آفت می شود
در 80 سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است در 85 سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست

/ 86 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تارا

سلام مرسی از اینکه به من سر زدین! مطلب بسیار زیباییه موفق باشی [گل][گل]

سومین نمایشگاه رسانه های دیجیتال

وبلاگ نویس محترم با سلام به اطلاع میرساند سومین نمایشگاه بین المللی رسانه های دیجیتال از تاریخ 88/7/8 الی 88/7/18 در مصلای امام خمینی از ساعت 10 صبح الی 20 برگزار می گردد. لذا از شما دوست عزیز دعوت می شود از بخش های مختلف نمایشگاه به ویژه سالن پایگاههای اینترنتی و وبلاگ ها بازدید نمایید. سومین نمایشگاه رسانه های دیجیتال

لیلا

چه گویمت ؟ که تو خود با خبر ز حال منی چو جان ،‌ نهان شده در جسم پر ملال منی چنین که می گذری تلخ بر من ، از سر قهر گمان برم که غم انگیز ماه و سال منی خموش و گوشه نشینم ، مگر نگاه توام لطیف و دور گریزی ، مگر خیال منی ز چند و چون شب دوریت چه می پرسم سیاه چشمی و خود پاسخ سوال منی چو آرزو به دلم خفته ای همیشه و حیف که آرزوی فریبنده ی محال منی هوای سرکشی ای طبع من ،‌ مکن ! که دگر اسیر عشقی و مرغ شکسته بال منی ازین غمی که چنین سینه سوز سیمین است چه گویمت ؟ که تو خود باخبر ز حال منی "سیمین بهبهانی"

فرشته

عمری به جز بیهوده بودن سر نکردیم تقویم ها گفتند و ما باور نکردیم در خاک شد صد غنچه در فصل شکفتن ما نیز جز خاکستری بر سر نکردیم دل در تب لبیک تاول زد ولی ما لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم حتی خیال نای اسماعیل خود را همسایه با تصویری از خنجر نکردیم بی دست و پاتر از دل خود کس ندیدیم زان رو که رقصی با تن بی سر نکردیم سلام دیگه خیلی خیلی کم پیدایی منتتتتتتتظظظظررررمممم[گل]

باد مهربون

در تمام روز، در تمام شب، در تمام هفته، در تمام ماه، در فضای خانه، کوچه، راه در هوا، زمین، درخت، سبزه، آب در خطوط در هم کتاب در دیار نیلگون خواب! ای جدایی تو بهترین بهانه ی گریستن! بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیده ام. ای نوازش تو بهترین امید زیستن! در کنار تو من ز اوج لذتی نگفتنی گذشته ام.

باد مهربون

در تمام روز، در تمام شب، در تمام هفته، در تمام ماه، در فضای خانه، کوچه، راه در هوا، زمین، درخت، سبزه، آب در خطوط در هم کتاب در دیار نیلگون خواب! ای جدایی تو بهترین بهانه ی گریستن! بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیده ام. ای نوازش تو بهترین امید زیستن! در کنار تو من ز اوج لذتی نگفتنی گذشته ام.

آزاده

سلام نهانخانه ی زیبایی داری ممنون که به من سر می زنی همیشه موفق و شاد باشی

پریسا

سلام تبريك ميگم وبلاگ نازي داري به منم سر بزن